محسن ناجي نصرآبادى
40
فهرستهاى خود نوشت فيض كاشانى ( فارسى )
ايمان و تقوى و ورع و زهد و صبر و شكر * الفت گرفتهاند بهم در كنار فيض جود و سخا ، مروت و انصاف و رفق و عدل * از روى ذوق و صدق و صفا گشته يار فيض خير و نقا ، صلاح و سداد و رشاد و رشد * مست مى ملاطفت خوشگوار فيض حلم و حيا و خلق و داد و فرح وفا * گرديده از سعادت خدمتگزار فيض راى صواب و روح محبت نجاح كار * سرشار فيض ديدهء شب زندهدار فيض اقبال فوز و فتح و ظفر ، نصرت و فلاح * آماده است بهر دل كامكار فيض اهل ذكا نمايد تسليم ، اگر كنم * روح مقدسش به وكالت نثار فيض درياست فيض و ما به مثل چون حبابها * ما را به او مدار و به ما شد مدار فيض ما را فنا در او و بقا هم به او بود * دست رجا گسسته مباد از كنار فيض غوث رجال اوست ز تاراج درد جهل * تا هست شهر علم ، بود شهريار فيض گردد به يك كرشمه او رمزها عيان * باشد نهان علم كسان آشكار فيض بحر افادهاش چو شود موج زن ، شود * دريا ز تنگ حوصلگى شرمسار فيض هفت آسمان چو حلقهء بيرون در بود * در محفلى كه نورفشانست نار فيض